سازمان هیچ برنامه ای برای انتقال ببرها به میانکاله نداشت

 

 

2010 سال تنوع زیستی، ایران مردود شد؟

از دست دادن حیات وحش بومی تا گونه های وارداتی

 

زمانی که از سوی سازمان ملل متحد سال 2010 میلادی سال تنوع زیستی نامگذاری شد، از سوی بسیاری از کارشناسان و سازمان های جهانی تلاش های زیادی شد تا برنامه های حفاظت از گونه های در خطر را افزایش دهند. حتی در این بین بان کی مون دبیر سازمان ملل نیز به مناسبت این نامگذاری از همه دولت ها خواست برای نجات تنوع زیستی تلاش بیشتری کنند و آن را در اولویت های کاریشان قرار دهند.

به گواه آمار های موجود در ایران نزدیک به 80 گونه جانوری در خطر انقراض قرار دارند که یوزپلنگ آسیایی یک نمونه آن است که اگر وضع حفاظت در ایران به همین منوال پیش رود باید 56 گونه دیگر را به این لیست اضافه کنیم. با اینکه ایران دارای 130 منطقه حفاظت شده است اما متاسفانه در بسیاری از این مناطق عملا قوانین حفاظت نادیده گرفته می شود. نمونه آن پارک ملی کویر مرکزی است که از قبل انقلاب پارک ملی بوده و تحت حفاظت قرار داشته است و زمانی جولانگاه یوز آسیایی و گورخر آسیایی بوده و دشت های پر از آهو در آن خودنمایی می کرده است. اما حالا چی؟ به دستور محمود احمدی نژاد و با موافقت محمدی زاده رئیس سازمان محیط زیست قرار است چاه های نفت و گاز در آن احداث شود و به جای یوز و گور خر و آهوان، امروز ساخت و ساز های چاه نفت و گاز و مانورهای نظامی در آن میدان داری می کند. این همان مسئله ایست که ایران را در حفظ تنوع زیستی مردود می کند و در رده سیزدهم جدول جهانی دارای غنا و تنوع زیستی جهان قرار داده است. تخریب سفره های آب های زیرزمینی، از بین رفتن جنگل های گلستان و زاگرس، خشک شدن تالاب ها و دریاچه های بر اثر سد سازی های غیر اصولی، ساخت و ساز در تالاب بین المللی میانکاله و در آخر رکورد جهانی ایران در فرسایش خاک به چه معناست؟ نه تنها اینها بخشی از کارنامه افتضاح سازمان محیط زیست ایران است، بلکه نشان از بی کفایتی مدیرانی دارد که با وجود پایین ترین سطح برنامه های حفاظت از تنوع زیستی در ایران هیچ اقدام عملی مثبتی انجام نمی دهند.

کارشناسان معتقدند در ایران با وجود پروژه های بزرگ و صرف هزینه های کلان هنوز نتوانسته ایم با معیارهای حفظ تنوع زیستی و زیستگاه حیات وحش فاصله را کم کنیم. پروژه حفاظت از درنای سیبری با صرف بالغ بر یک میلیون دلار برای شش سال، پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی با صرف مبلغ 750 هزار دلار برای چهار سال و 12 میلیون دلار برای هفت سال حفاظت از تالاب های بین المللی ایران به کجا می رود. کشته شدن دهها قلاده پلنگ در سال 89 یک فاجعه برای محیط زیست ایران به شمار رفت، گونه ای نادر که در خطر انقراض قرار دارد، در سال حفظ تنوع زیستی این همه تلفات داشت. خبر را که به سازمان محیط زیست بدهی، آقای محمدی زاده رفته اند گل بچینند.

 وقتی به سال تنوع زیستی فکر می کنم،و وقتی می بینم سال 2011 را به نام سال حفاظت از جنگلها نامگذاری کرده اند، با خود می اندیشم امسال مشخص نیست چه بلایی بر سر جنگل های ایران خواهد آمد.مرگ تنوع زیستی و زیستگاه حیات وحش در جنگل های مازندران و گلستان که نزدیک به یک ماه است در آتش ندانم کاری انسانها می سوزد و دود بی کفایتی مدیران سازمان به چشم حیات وحش می رود. از آمارهای غم انگیز حفاظت از گونه های جانوری بومی و نادر ایران و تخریب زیستگاه آنها و از بین بردن تنوع زیستی بگذریم، ورود گونه های جانوری به ایران و از بین بردن آنها چه توجیحی می تواند داشته باشد. کم گونه های خود را به تیغ نابودی کشاندیم، نوبت را به گونه های وارداتی نیز می دهیم تا توازن در جهان برقرار شود؟

 

از ورود اشتباه ببر سیبری به ایران تا مرگ آن

سازمان هیچ برنامه ای برای انتقال ببرها به میانکاله نداشت

از این موضوع آنقدر گفته شده و نوشته شده است که دیگر بر همگان واضح و مشخص است از ابتدا ورود ببرهای سیبری به ایران و طرح احیای نسل ببر مازندران از ببر سیبری اشتباه بود و چه خوب بود همان زمان آقای محمدی زاده میگفت  دروغ سیزده بوده که با کمی تاخیر گفته شد. فقط خواستیم ببری در باغ وحش داشته باشیم، جالب بود.

خلاصه ماجرا اینکه مسولان سازمان محیط زیست وقتی دو قلاده پلنگ خوشبخت را به روسیه دادند برای اینکه دست خالی باز نگردند، به پیشنهاد روسیه دو قلاده ببر دریافت کردند. دو ببری که قرار بود از محیبط های طبیعی زنده گیری شوند و تحویل ایران داده شوند،  اما کاملا باغ وحشی بودند.. که البته گویا محمدی زاده از این ماجرا باخبر بوده. ببر ها سپس بدون هیچ برگه گواهی سلامت به باغ وحش ارم منتقل می شوند. تا با توهم اینکه زیستگاه آنها در میانکاله ظرف مدت یک ماه آماده می شود و ببرها به انجا منتقل و رها سازی خواهند شد و با زاد و ولد ببر مازندران احیاء شود، آقایان فکر می کردند کافی بود ببر سیبری را چند روزی در میانکاله رها می کردی تا بعد مدتی تغییر لهجه از روسی به مازنی ببر مازندران احیا می شود، مشکلات و ایرادات ژنتیکی هم مشکلی نبود، یک تابلو می زدیم و میگفتیم این آقای ببر مازندران است و همه باور می کردند، به همین سادگی. و اما حالا چه اتفاقی افتاده؛ ببر ها را به باغ وحش ارم بردند، شیرهای باغ وحش و سپس ببر ها به بیماری مشمشه مبتلا شدند. ببر نر را برای درمان بیماری و زخمهایش که حاصل حمله ببر ماده به ببر نر بوده به بخشی دیگر منتقل می کنند ولی به خاطر اهلی نبودن ببر تیم دامپزشکی (دکتر هومن، گرگین و تقی پور) به سختی می توانند کار درمان ببر نر را به پیش ببرند. در نهایت نیز به دلیل تزریق کورتون به ببر نر و به هم ریختن سیستم دفاعی بدن حیوان، نمی تواند در برابر بیماری اش تاب بیاورد و جان می دهد. امروز ببر نر و فردا ببر ماده و هفته دیگر هم حتما اوریکس بیچاره که در پارک پردیسان آواره است. بسیاری معتقد هستند سازمانی که از پس آتش سوزی های زیستگاه حیات وحش و کم شدن گونه های جانوری مانند پلنگ بر نمی آید چه دلیل داشت دست به طرح های نشدنی و دهان پر کنی بزنند که در آخر پس از صرف بودجه های کلان باعث مرگ آنها شود. از گوشه و کنار بارها سخن به میان آمد سازمان محیط زیست هیچ برنامه مشخصی برای انتقال ببرها در دست نداشته و ندارد و  نه دی ماه که ببر نر تلف شد نه ماه از تصمیم سازمان مبنی بر انتقال آنها به میانکاله گذشته است. حالا نه ببر مازندران احیا شد و نه ببر سیبری باقی ماند. چه بر سر ببر ماده هم بیاید خدا می داند. محمدی زاده و دکتر صدوق هم تفره می روند و الهامی رئیس باغ وحش هم سازمان محیط زیست را مقصر می داند. الهامی معتقد است کارهای نظارتی و نگهداری ببرها از ابتدا وظیفه سازمان بوده که به درستی انجامش نداده است. احتمالا داد الهامی  از آنجایی است که به خاطر مشترک بودن بیماری مشمشه بین انسان و دام، باغ وحش چند روزیست تعطیل است و پس از آن نیز باید دید آیا حجم بازدید کنندگان هم کم خواهد شد یا خیر. هر چند الهامی خودش نیز از دید بسیاری از طرفداران حقوق حیوانات در قوانین نگهداری حیوانات در ارم و به خصوص گربه سانان کوتاهی کرده است.تا جایی که انجمن طرح سرزمین که یک تشکل مردمی فعال در زمینه پروژه های زیست محیطی است برنامه هایی در خصوص نگهداری گربه سانان به باغ وحش داده است و با نصب بیلبورد هایی در کنار قفس آنها اطلاعاتی به بازدید کنندگان داده است.  حال نیز سخن از شکایت رسمی انجمن حمایت از حیوانات ایران از مسولان سازمان محیط زیست و دامپزشکی به میان آمده است. صحبتی که روز گذشته به نقل از مدیر روابط عمومی انجمن گفته شده بود: "در پی مرگ ببر سیبری، شکایت نامه ای توسط این انجمن تنظیم و طی هفته آینده به دیوان عدالت اداری تسلیم خواهد شد. این شکایت نامه توسط وکیل انجمن در دست تهیه است." وی افزود: این شکایت نامه بر عملکرد سازمان های حفاظت از محیط زیست و دامپزشکی در برخورد با ببر سیبری، دلالت دارد. خبری که انجمن حمایت از حیوانات نیز آن را تایید نکرد ولی گفته است آن را در دستور کار خود قرار داده است. احتمال دلیل شکایت انجمن حمایت از حیوانات نیز از سازمان دامپزشی گوشت های آلوده ای است که باغ وحش ارم به گربه سانان داده. گوشت الاغ که از مدتها پیش در دستور کار تغذیه گوشتخواران باغ وحش ارم بوده است و سازمان دامپزشکی موظف به نظارت بر کیفیت آن بوده که به گفته بسیاری از کارشناسان بیماری مشمشه از طریق همین گوشت های آلوده به شیرها و سپس ببرها انتقال پیدا کرده است.

 

 

/ 3 نظر / 23 بازدید
گلنار

خیلی ممنون از مقالت خیلی خوب بود. نمی دونم باید بگم امیدوارم امسال برای جنگل ها سال خوبی باشه یا نه ولی قدیمیا حرف خوبی زدن:سالی که نکوست از بهارش پیداشت!!!!![سوال]

یک طبیعت دوست

یک بار هم برایتان پیغام گذاشتم. از خواندن مطالبتان لذت می برم. موفق باشید... به امید داشتن محیط زیست سالم