| همت مضاعف برای تخریب محیط زیست |
| ساعت ۳:۳٢ ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ فروردین ،۱۳۸٩ |
|
به مناسبت روز زمین پاک همت مضاعف برای تخریب محیط زیست
دوم اردیبهشت ماه مصادف است با روز زمین پاک که در این روز مردم جهان با آیینهای مختلف به حفظ زمین ومحیط زیست می پردازند. یک روز برای زمین، یک روز برای حفاظت از محیط زیست. نخستین اعلامیه روز زمین پاک، در سال 1970 با شعار "صلح، عدالت و حفاظت از زمین" آغاز شد. اما هر بخش از این شعار به باد فراموشی بسیاری از دولت ها قرار گرفت. جنگ ها و قدرت طلبی ها و بی عدالتی های دولت ها به بشر و نادیده گرفتن حقوق مردم و جنگ های داخلی و قومی و عقیده ای، ازجمله آنهاست. دکتر اسماعیل کهرم در کتاب صلح پایدار، راهی پر فراز و نشیب در مورد جنگ و اثرات آن بر محیط زیست چنین عقیده دارد که : "شعله های آتش جنگ بر و بحر، گیاه و جانور و انسان را به خاکستر تبدیل می کند. ریشه های حیات را می خشکاند و حال و آینده را می سوزاند. شاید بشر هنوز به اندازه کافی تکامل نیافته است تا آتشهای لجام گسیخته کینه ی خود را پای میز مذاکره و گفتگو حل کند. هنوز تیمورها و چنگیز هایی حضور دارند که در آرزوی حادثه جویی در جهان به اصطلاح متمدن امروزی هستند." اثرات جنگ بر پیکره زمین و محیط زیست بخشی از ناعدالتی های ما انسانها به زمین است. اما آنچه برخی دولت مردان به بهانه توسعه پایدار ضربه های سنگین و جبران ناپذیری به محیط زیست می زنند کمتر از یک جنگ نیست واین طبیعت است که باید سالیان سال تبعات آن را پس بدهد، و در ادامه انسانهای بیچاره و نسل های بعدی تبعت آن را حس خواهند کرد. جنگ آنها با محیط زیست از طریق شلیک گلوله های جنگی و خمپاره نیست، قطع درختان جنگل، از بین بردن زیستگاه حیات وحش و در خطر قرار دادن آن در اثر تحرکات و مانورهای نظامی، تخطی از قانون در مقابل متجاوزان به طبیعت، نادیده گرفتن سرمایه های ملی طبیعی،دفع زباله در مناطق طبیعی، خشک کردن دریاچه ها و تالاب ها و استفاده نادرست از انرژی هسته ای همگی می توانند اثرات جبران ناپذیری را به همراه داشته باشند. متاسفانه در کشور عزیزمان ایران نمونه های زیادی از این موارد قابل ذکر است که تاسف از گفتن آنها دارم. تاسف از بیان تلاش های مضاعف برخی برای تخریب محیط زیست که دانسته و یا ندانسته دست به آن می زنند.
نوار ساحلی خزر.تالش.عکس از پیام احتسابیان خبرهای این روزها از نادیده گرفتن حقوق محیط زیست از گوشه و کنار سایت های خبری و نشریات به گوش می رسد. مسله آلودگی زمین در واقع از مسائل مهم محیط زیست و دغدغه های دست اندرکاران این حوضه محسوب می شود، اما در ایران حفاظت از محیط زیست تبدیل به بخشی از شعارهای دولت تبدیل شده است که کمتربه یاد دارم تبدیل به عمل شده باشند. همین امروزبه مناسبت روز ارتش مانورهایی در سراسر بیابان ها و کویر های ایران برگزار خواهد شد. اما انتخاب پارک ملی کویر زیستگاه یوزپلنگ آسیایی که مبالغ زیادی هر ساله از داخل و مراجع بین المللی برای حفاظت از آن هزینه می شود، حماقتی بیش نیست. انتخاب پارک های ملی برای راه های ارتباطی آن هم با کمترین ارزیابی زیست محیطی و دخل و تصرف در این مناطق مشخص نیست با چه هدفی و چه منطقی انجام می گیرد. هر چند بیشتر سیاست های اعمال شده در سالهای گذشته نه تنها از روی منطق و علم نبوده بلکه انتخاب و انتصاب های نابجا و غیر تخصصی مدیران و تغییرات سریع آنها و نبود سیاست یکپارچه مدیریتی، باعث شده است از هدف اصلی توسعه پایدار دور شویم. روز زمین پاک فقط بهانه ای است و تلنگری به مسولان تا از آنچه بر سر محیط زیست می آورند و آن را نمی خواهند ببینند بردارند. ای کاش همانطور که شعار می دهند عمل هم بکنند و فرسخ ها راه به کپنهاگ نروند و از آنچه نکردند دفاع کنند و دروغ پشت دروغ آسمان شهر را می شکافد اما دریغ از یک حرکت، دریغ از عملی مثبت و رو به جلو. محیط زیست ایران را که نگاه می کنی میبینی فردا روزی اگر تکه ای زمین سالم باشد تعجب می کنی شاید این نقطه را ندیده اند و از دستشان در رفته است که سالم مانده. رودخانه ها، کوه ها، تالاب ها و جنگل ها و حتی بیابان ها جان سالم به در نبرده اند. روز زمین پاک بهانه است، بهانه ای برای حفاظت از تنها زمینی که داریم و باید حفظش کنیم.
کلمات کلیدی:
|
|
| تالاب جوکندان |
| ساعت ۳:٤٢ ب.ظ روز شنبه ٢۱ فروردین ،۱۳۸٩ |
|
تالاب جوکندان طی سفر هفته گذشته ام که به همراه تعدادی از دوستان قدیمی و خوبم به منطقه تالش داشتیم سری هم به تالاب جوکندان زدیم. تالاب جوکندان بخشی از منطقه حفاظت شده لیسار محسوب می شود.این تالاب جزو تالاب های دریایی ساحلی است و یکی از تالاب های نادر در استان گیلان محسوب می شود. در کنار این تالاب چشم اندازهای زیبایی همچون جنگل های جلگه ای هیرکانی و جنگل های کوهستانی هیرکانی را می توان مشاهده کرد. مساحت این تالاب 238 هکتار است و در 57 کیلومتری جنوب آستارا واقع شده است. جوکندان در شرقی ترین نقطه منطقه حفاظت شده لیسار قرار دارد.
تالاب جوکندان . عکس از پیام احتسابیان خود منطقه لیسار با مساحتی بالغ بر 31142 هکتار در استان های گیلان و اردبیل قرار دارد و از سال 1348 تحت حفاظت قرار گرفته است. لیسار از سه بخش جلگه ای،جنگل های کوهستانی و مراتع ییلاقی تشکیل شده است. که در تصویر زیر نقشه ای از آن را ملاحظه می کنید. تالاب جوکندان در شرق این منطقه و در نزدیکی نوار ساحلی قابل روئیت می باشد.
در سفر نیم روزه ما در این منطقه بکر که در فردای روز 13 فروردین انجام گرفته بود، پرندگانی همچون حواصیل خاکستری، باکلان و اگرت را مشاهده کردیم و جفت گیری دو سنقر تالابی نیز در نوع خود دیدنی و جالب بود.تالاب جوکندان با آنکه منطقه ای نسبتا بکر بود و از حفاظت سازمان محیط زیست برخوردار است، اما متاسفنه از بستر رودخانه های اطراف این تالاب با وجود احداث تابلوی ممنوعیت برداشت شن ، تراکتوری بدون توجه به هشدارها و تابلو مشغول برداشت ماسه بود و دانسته یا ندانسته دست به تخریب می زد. هرچند تقصیری هم نداشت، چرا که متولی هم نبود تا به وی بگوید بردار یا برندار! به قول رضا باقری همسفرم در این سفر که در مطلبی در وبلاگش با عنوان دیازپام 10 نوشته است : همه چی آرومه ما چقدر خوشبختیم!!! (توصیه می کنم حتما این مطلب رو بخونید).
حواصیل خاکستری . عکس از پیام احتسابیان
کلمات کلیدی:
|
|
| رای من "محمد درویش" |
| ساعت ۸:٤٠ ب.ظ روز چهارشنبه ۱۸ فروردین ،۱۳۸٩ |
|
هر دوستدار محیط زیست، یک رای
در مسابقات بین المللی وبلاگ های برتر جهان که امسال ششمین دوره آن برگزار می شود، در مجموع 8300 وبلاگ دراین رقابت پذیرفته شده اند که در نهایت از جمع آنها 187 وبلاگ توانسته اند به مرحله نهایی مسابقه، که در 24 اسفند سال گذشته شروع شده است برسند. وبلاگ زیست محیطی "مهار بیابان زایی" محمد درویش نیز یکی از این وبلاگ ها از میان وبلاگ های فارسی زبان در حوضه محیط زیست و تغییرات اقلیمی است. وبلاگ فوق یکی از 11 وبلاگ برگزیده ای است که تا 25 فروردین از میان ده وبلاگ دیگر فرصت دارد تا بخت خود را بیازماید. البته این بخت به همت من و شما ربط خواهد داشت و با انتخاب و رای به این وبلاگ می توانیم آن را در این کار یاری کنیم. نه فقط به خاطر این رای دهیم که محمد درویش رای بالا کسب کند، رای دهیم چون به حق شایسته این انتخاب خواهد بود. وبلاگ مهار بیابان زایی یکی ازبا سابقه ترین وبلاگ ها در حیطه محیط زیست است که به همت محمد درویش از کارشناسان این حوضه است و سالهاست نوشته ها و صحبت هایش مورد توجه دوستداران و حتی سایر کارشناسان زیست محیطی بوده است. به گفته محمد درویش در وبلاگ خود: "مهار بیابان زایی، تارنمایی که می کوشد در گام نخست جایگاه محیط زیست را در سبد اولویت های راهبردی کشور، به منزلگاهی در خور ارتقاء بخشد، و درگام بعدی ثابت کند که بخش پهناوری از زیست بوم وطن، همان قلمرو برهنه و سوزان ماسه های بادی و شوراب های کویری و کلوت های سر به فلک کشیده و نبکاهای استوارعرصه های بیابانی، می تواند پایدارترین و غنی ترین صندوق ذخیره ارزی ایرانیان باشد. به شرط آنکه بکوشیم با نفی بیابان زدایی، از بیابانی شده زیست بوم های تالابی، جنگلی و مرتعی خویش جلوگیری کنیم." محمد درویش مقالات بسیاری در زمینه تغییرات اقلیمی و زیست محیطی در روزنامه ها و نشریات داخلی از خود به جای دارد و سخنرانی های زیادی در سمینارها و همایش های تخصصی داشته است. محمد درویش یکی از منتقدین سرسخت سیاست های سازمان حفاظت از محیط زیست کشور است که در بسیاری از برنامه های مربوط به این حوضه شرکت کرده و در کنار بسیاری از دلسوزان محیط زیست و حیات وحش برای اعتراض نسبت به آنچه برخی مسولین به آن بی توجه هستند، حضور داشته است. پس ما به "محمد درویش" و وبلاگ "مهار بیابان زایی" رای خواهیم داد چون : - حرفش درست است و برای محیط زیست ایران دلش می سوزد - نوشتارش فقط شعار نیست - مطالب بقیه را با دقت می خواند و پاسخ می دهد و با تمامی وبلاگ های در حوضه خود ارتباط صمیمی دارد - انتقاداتش سازنده است - به موضوعات حساسی اشاره می کند - ایرانی و سبز است و طبیعت و حیات وحش ایران را دوست دارد و افتخار زیست محیطی ها است - ...صدای از بین رفتن محیط زیست ایران را می شنود و فریادش را با قلم در "مهار بیابان زایی" می نویسد.
کلمات کلیدی:
|
|
| پانی |
| ساعت ۱٢:٤۸ ب.ظ روز سهشنبه ۱٧ فروردین ،۱۳۸٩ |
|
پانی
پانی سگ دو ماهه دوستانم بهناز و سعید عزیز است که در سفر به منطقه تالش ازش عکس گرفتم. البته عکس های بیشتری از پانی گرفتم که هر زمان به همت صاحبش وبلاگ پانی راه اندازی شد می توانید عکس ها را در آن ببینید.
برای دیدن عکس بزرگتر روی تیتر هر عکس کلیک کنید.
کلمات کلیدی:
|
|
| از بین رفتن پارک ملی گلستان |
| ساعت ۳:٠٤ ب.ظ روز دوشنبه ٩ فروردین ،۱۳۸٩ |
|
با آماج تخریب در پارک ملی گلستان
زیستگاه حیات وحش در خطر است
از سال گذشته که موضوع تعریض جاده قدیمی گلستان در پارک ملی گلستان مطرح شد و عملیات تعریض آن نیز آغاز شد، بسیاری از کارشناسان و طرفداران محیط زیست به این حرکت غیر قانونی معترض بودند و بارها با مسولین سازمان محیط زیست آن را مطرح کردند. چرا که هر صاحبنظری در مقوله محیط زیست می داند که حریم پارک ملی چه قوانینی دارد و چه ضوابطی را بایستی در آن رعایت کرد. حتی در روزهای پایانی سال 1388 تعداد زیادی از این کارشناسان و هواداران محیط زیست با کسب مجوز قصد تجمع مقابل استانداری گلستان را داشتند و رفتند اما با برخورد امنیتی و بسیار زشت مامورین نیروی انتظامی روبرو بودند و حتی نمایندگان دولتی که قرار بود پاسخگوی آنان باشند از صحبت و حضور در میان آنها طفره رفتند و حاضر به گفتگو نبودند. در آخر نیز با فرستادن چند نماینده از طرفین موضوع فیصله پیدا کرد. از بعد این موضوع کمی در رفتار مسولین سازمان محیط زیست نرمی صورت گرفت و شنیده ها حاکی از آن بود که پروژه تعریض جاده کمی متوقف شده است. پارک ملی گلستان مهمترین کانون تنوع زیستی ایران به شمار می رود و سکوت سازمان محیط زیست و شخص محمدی زاده بسیار جای تاسف و سوال دارد. در آخرین نظرسنجی سال گذشته که گزارش کامل آن در سبز پرس منتشر شد، بسیاری از صاحبنظران در حیطه محیط زیست نسبت به انتخاب محمدی زاده به عنوان رئیس جدید سازمان محیط زیست به خصوص بعد از کارنامه منفی و ناامید کننده فاطمه جوادی، خشنود بودند. اما دور از ذهن نیست با سیاست های در نظر گرفته شده سازمان محیط زیست بار دیگر نسبت به نظراتشان تغییر عقیده دهند. به گزارش خبرگزاریهای زیست محیطی، تعریض جاده قدیمی گلستان از شش متر به شصت متر و تخریب جنگل های این پارک ملی که به ذخیره گاه بیوسفری در یونسکو به ثبت رسیده، با سکوت پرسش برانگیز سازمان محیط زیست مواجهه شده است.جالب اینجاست که هیچ یک از مدیران و معاونان این سازمان حتی حاضر به بازدید از این مناطق نیستند. از طرفی اختیار تصمیم گیری بنا به گزارش های واصله به استاندار گلستان محول شده است تا برای پارک تصمیم گیری کند و نکته حایز اهمیت تر این است که به توصیه استاندار حتی مدیران سازمان محیط زیست استان گلستان هم از مصاحبه و ابراز نظر در مورد موضوع مربوطه منع شده اند.
پیام احتسابیان فروردین 1389
کلمات کلیدی:
|
|
| سفرنامه توران |
| ساعت ٩:٢۸ ب.ظ روز شنبه ٧ فروردین ،۱۳۸٩ |
|
سفرنامه توران
هر چند که این وبلاگ از سال 89 آغاز به کار کرده اما ایده اولیه افتتاحش از سال گذشته به ذهنم خطور کرده بود. برای همین خلاصه ای از آخرین سفر سال قبل رو به منطقه حفاظت شده توران به عنوان اولین سفرنامه این وبلاگ براتون شرح خواهم داد. توضیح : با کلیک روی کلمات رنگی، عکس های بیشتری را می توانید ببینید
24 الی 27 بهمن 1388 به همراه گروهی از دوستان با دو خودرو پراید و پاترول، با یک روز تاخیر به دلیل طولانی شدن سفر به میانکاله یکی از همراهان گروه در روز قبل و نیز مشکلاتی که در 22 بهمن برای من پیش آمده بود، سفر خود را به منطقه کویری توران آغاز کردیم. شنبه 24 بهمن 6 صبح... ابتدای سفر و در مسیر تهران به سمنان گذری به آبگیری در حوالی پاکدشت ورامین زدیم و توانستیم تعدادی پرندگان کنارآبزی مشاهده کنیم که اگرت وکاکایی از جمله آنها بود.
تصویر زیر فرشاد اسکندری راننده پاترول را مشغول بستن کوله ها نشان می دهد (عکس ها از پیام احتسابیان)
در ادامه مسیر و با پیوستن خودروی پراید و خانواده پناهی بعد از پلیس راه ورامین، راه برای مقصد را ادامه دادیم. در میان راه به لاشه کفتاری برخورد کردیم که مشخص بود با وسیله نقلیه ای تصادف کرده بود. قصد از این سفر چهار روزه ما، مشاهده حیات وحش منحصر به فرد توران و آشنایی با اکوسیستم کویری منطقه بود. برای رسیدن به این نقطه که به ذخیره گاه زیست کره دنیا معروف است از مسیر تهران به سمنان و در ادامه به شاهرود و سپس با گذشتن از شهر میامی و روستای بیارجمند و خان خودی بالاخره به پاسگاه دلبر که محل اقامت گروه بود رسیدیم. مسیر تهران تا این منطقه به صورت مستقیم تقریبا هفت ساعت می باشد اما به دلیل توقف های میان راه و صرف صبحانه و ناهار چیزی حدود ساعت 7 شب به پاسگاه دلبر رسیدیم. اقامتگاه دلبر که در پاسگاه دلبر بنا شده است بسیار مجهز و راحت بود. مجموعه توران از سه بخش پارک ملی توران 8% ، پناهگاه حیات وحش 17% و منطقه حفاظت شده توران با 75% کل مساحت این منطقه را تشکیل می دهند. منطقه توران از سال 1351 به عنوان منطقه حفاظت شده معرفی شد و در سال 1355 قسمتی از آن به پناهگاه حیات وحش تبدیل گردید. از همان سال مجموعه توران از طرف یونسکو عنوان ذخیره گاه زیست کره را دریافت کرد و در سال 1381 بخش مرکزی آن به پارک ملی ارتقاء یافت. بخشی از کویر لوت،ارتفاعات و کوه پایه ها و منطقه کویری از جمله دیدنیهای توران هستند.منطقه توران دارای حیات وحش غنی بوده و سفر گروه نیز جهت مشاهده دو گونه خاص و منحصر به فرد این منطقه یعنی یوزپلنگ آسیایی و گورخر آسیایی صورت گرفته بود که به غیر از یوزپلنگ که بسیار دیدن آن سخت است و موفق به دیدنش نشدیم، گور خر آسایی که زیر گونه ایرانی آن در این منطقه زندگی می کند را مشاهده و ثبت کردیم.
تصویر زیر یک گورخر آسیایی نابالغ را نشان می دهد که در فاصله 40 متری خود مشاهده کردیم
در این سفر که با کسب مجوز از سازمان محیط زیست استان سمنان رفته بودیم، آقای حقیقت محیط بان خوب منطقه پذیرای گروه بود و انصافا در مدت سه روز همراهی وی در منطقه همسفر خوبی برای گروه بودند و مناطق زیبایی را از توران به ما نشان و توضیح دادند. در روز آخر سفر هم مسیر یاب ایشان بودند تا از کدام مسیرها برویم که شاید بتوانیم یوزپلنگ ببینیم و گذرگاه های باریک و شیب های تند و تپه ها را به عنوان راه اصلی به فرشاد نشان می داد تا از آنها گذر کنیم. شب اول حضور در منطقه با دو خودرو به گشت شبانه رفتیم و توسط خودروی پاترول که پروژکتورهای قوی داشت و به وسیله یک عدد پروژکتور دستی گشتی کوتاه در منطقه زدیم و جالب اینکه با وجود هوای سرد موفق به دیدن جانوری به نام "دوپا" شدیم. دوپا بسیار جانور زیباییست و شدیدا مورد علاقه من. این جانور از راسته جوندگان است و پاهایی بلند و دستانی کوچک دارد.دم آن نیز بلند و نقش حفظ تعادل حیوان را به عهده دارد. شب رو و از نور متنفر است و برای همین برای دیدن این جانور کافیست نور را روی آن فکوس نمایید تا از دویدن بایستد و آنوقت آن را مشاهده کنید. بیابان گرد و صحرازی بوده و رنگ همه گونه های آن متناسب با محیط زندگی اش خاکی و قهوه ای روشن است. دوپا گیاه خوار است و زود اهلی می شود. روز دوم نیز بار دیگر به همراه دو خودرو و همراهی محیط بان عازم کویر شدیم تا بلکه گونه هایی دیگر از حیات وحش منطقه را مشاهده کنیم. هر چند مسیر کمی ناهموار بود اما با این حال بیشتر گذر گاه ها را پراید که راننده آن را آرش پناهی به عهده داشت گذر کرد و نیازی به بکسل پاترول نبود. فقط به زیرشویی و احتمالا تعویض جلوبندی نیاز داشت. در این روز هم موفق به دیدن گورخر آسیایی و تعدادی از گونه هایی از پرندگان شدیم که نامهای پرندگان را به طور کامل در آخر نام خواهم برد. جبیر و تعدادی قوچ و میش نیز از دیگر مشاهدات این روز بود. روز دوم که دیگر مسیر انتخابی گروه مسیرهای صعب العبور منطقه توران بود امکان همراهی پراید نبود و از سویی قصد برگشت به تهران را داشتند که از روز دوم حضور در توران از هم جدا شدیم و خانواده پناهی راه تهران را در پیش گرفتند. خداحافظ ... روز دوم با توجه اهمیت راه طولانی که در پیش داشتیم، بنزین کافی در شهر بیارجمند زده شد و بنا به گفته محیط بان حقیقت به دلیل اینکه گاها اشرار و قاچاقچیان از مسیر کویر عبور می کنند بنا به وظیفه اش، بیسیم و اسلحه کلاشینکف خود را نیز همراه خود آورد. روز سوم سفر و روز دوم حضور در توران، مسافتی حدود 180 کیلومتراز منطقه توران را سپری کردیم و مسیرهایی کوتاهی را نیز پیاده رفتیم و مجموعه ای از آبشخورها و چشمه ها و دیدنی های توران را دیدیم. در بهترین مشاهده حیات وحش در 40 متری خود و در پشت یک تپه یک گورخر را دیدیم که تصویر آن را در بالا دیدید. تعداد جمعیت این جانور هم رو به انقراض است و چنانچه در حفاظت از آن جدیت به خرج داده نشود،نسل این جانور منقرض خواهد شد.که یکی از نماد های این وبلاگ نیز هست. در مورد این حیوان می توان گفت از راسته فرد سمان است، یعنی روی سم راه می رود و این سم عملا ناخن انگشتش است و در ایران فقط یک راسته به نام خانواده اسب و الاغ را شامل می شود. گورخر آسایی هم تک زیرمجموعه این خانواده است.حیوانی است چابک و سریع و به دشت های وسیع و تپه ماهور با پوشش گیاهی مکفی نیاز دارد. از نزدیکی به انسان دوری می کند و می تواند صدها کیلومتر از مکان زندگی خود دور شود. گورخر آسیایی بسیار قوی و رنگ قسمت جلو و بالای بدن آن اختلاطی از قهوه ای روشن و خاکستری زرد است. بغلها و شکم این حیوان سفید و نوار سیاهی بر پشت دارد که یال را به دم حیوان متصل می کند. به گفته اسکندر فیروز در کتاب حیات وحش ایران، گورخر در واقع اسب وحشی آسیای غربی است و دلیل آن را اندازه شانه این حیوان با شانه اسب می داند. جبیر هم دیدیم و در بالای کوه ها و در دامنه ها و خط راس کوهها تعداد زیادی قوچ و میش هم دیده شد. قوچ پیر در بین آنها به خوبی قابل روئیت است. هنگام ناهار و هنگامی که گروه مشغول آماده کردن بساط آن بودند گشتی کوتاه در تپه های اطراف زدم و هنگام برگشت به یک خرگوش بزرگ برخوردم که پشتش به من بود. برای گرفتن یک عکس خوب تا حدود 10 متری آن نزدیک شدم که در آخرین ثانیه ها متوجه حضور من شد و پا به فرار گذاشت و تنها موفق به ثبت این پرش بلندش شدم. از آن طرف هم گروه خرگوش را وحشت زده در حال فرار دیده بودند، اما نفهمیده بودند برای چه اینقدر وحشتزده فرار می کند و وقتی من را پشت سرش دیدند تازه متوجه شدند ازچه چیزی ترسیده بود. در مجموع سفر بسیار خوبی بود و مناطق زیبایی از توران را دیدیم و از مسیر های زیبایی گذر کردیم که به لطف داشتن خودروی دو دیفرانسیل البته موفق به گذر از این مناطق شدیم. مرسی فرشاد جان پاترول خریدی. انشا الله اول رضا و بعد هم من هم پاترول خواهیم خرید! هر چند ندیدن یوزپلنگ برایمان ناراحت کننده بود و از مسیرهای مختلفی رفیتم تا شاید فرجی شود، اما نشد، با این حال با دیدن هر موجود زنده ای خوشحال می شدیم و حتی حضور یک شتر سرگردان هم برایمان خوشایند بود. تا اینکه با رو به تاریک شدن هوا راه به سوی اقامتگاه گرفتیم و در اواسط مسیر به تاریکی هوا خوردیم و مسیر را ادامه دادیم تا اینکه حدود ساعت 8 شب به پاسگاه دلبر رسیدیم. در نزدیکی پاسگاه هم یک قلاده کفتار مشاهده شد که عرض جاده را عبور می کرد. از حیات وحش دیده شده در این چند روز در کل می توان به جبیر،قوچ و میش، گورخر آسیایی، کفتار،دو پا، خرگوش و از پرندگان نیز باقرقره، چکاوک کاکلی و آسمانی، جغد کوچک، بحری اشاره کرد و در یک مشاهده خوب هم یک "زاغ بور" را دیدیم که ثبت عکاسی خوبی از این پرنده نداشتم. زاغ بور یک گونه خاص و منحصر به فرد و کاملا بومی ایران است که تنها در همین نقطه از جهان هم زندگی می کند. روز آخر هم با یک سفر پر خاطره و گروه خوب و دوستان خوبم (رضا و بهاره.فرشاد.الناز و خانواده پناهی) سفر را به پایان رساندیم و به تهران بازگشتیم. سه شنبه 27 بهمن 5 عصر..
آفریقا یا توران؟
کلمات کلیدی:
|
|
| تبریک و معرفی |
| ساعت ٦:٢٧ ب.ظ روز پنجشنبه ٥ فروردین ،۱۳۸٩ |
|
سلام اول از همه چیز سال نو و نوروز 1389 رو به همتون تبریک میگم . سال خوبی رو برای همه آرزو می کنم. من پیام احتسابیان هستم صاحب وبلاگی که دارید وقتتون رو توش تلف می کنید. اصلا می خواهم اینجا بنویسم و عکس بگذارم که وقت نازنین شما رو تلف کنم و سرتون با بلاگ من گرم شود تا حواستان را به موضوعات مهم تر جمع نکنید، این هم سیاستی است. ما هم از بزرگان سیاست چیزی یاد گرفتیم. هر چند که قرار است و قول دادم تا در این وبلاگ سیاسی ننویسم و موضوع وبلاگ رو به موضوعات سفرنامه هایم و عکاسی هایم و روزنوشته هایم اختصاص دهم. همچنین موضوعات طبیعت گردی و زیست محیطی و حیات وحش ایران...
این هم تصویری از سفره هفت سین امسال من، تقدیم به دوستانم
و اما در مورد انتخاب نام عجیب و غریب این وبلاگ که البته خیلی هم بیراه نیست. همانطور که می دانید کشور ایران دارای حیات وحش غنی و منحصر به فردی است. خیلی از این حیوانات مثل ببر و شیر کاملا منقرض شده اند و سالهاست داریم در سالگردهایشان درغم از دست دادنشان غصه می خوریم. بعضی دیگر مانند گورخر آسیایی، پلنگ و یوز پلنگ در خطر انقراض هستند و مابقی هم دارند زندگی شان را می کنند و اگر کسی مزاحمشان نشود و زیستگاه هایشان را تخریب نکند منقرض نخواهند شد. این وبلاگ با نام "یوزگورپلنگ" در واقع نمادی است از حیات وحش ایران، نمادی از حیوانات در خطر انقراض و نمادی از یوزپلنگ ایرانی، گورخرآسیایی و پلنگ بزرگترین گربه سان ایران. اگر الان به فکر حفاظت این جانوران منحصر به فرد نباشیم، شاید چند سال دیگر حال و روز ببر و شیر را دچار شوند. این هم از توضیح نام وبلاگ و موضوع آن. و اما یک قول هم بدهم،... اینکه به مانند فضاهای مجازی پیشینم که البته منقرض نشده اند و هنوز در آنها دستی به نوشتار دارم، صحیح بنویسم و غلط املایی نداشته باشم. فکر کنم بعضی دوستان خیلی از این موضوع خوشحال شوند. راستی امسال سال پلنگ است و این تخم مرغ پلنگی هم تقدیم به دوستان. فکر هم نکنید پلنگ ایرانی تخم گذار است، خیر، ایشان پستاندار هستند. با این توضیح که در ایران هیچ چیز قابل پیش بینی نیست.
راستی پیشتر و در نوشته های قبل تر صحبت از عدم خرید ماهی قرمز کرده بودم و شاید با دیدن ماهی قرمز کوچولویی در سفره هفت سین، لعنت هایی را نثار اینجانب کرده باشید، اما دست نگه دارید چون این ماهی متعلق به مادر گرامی بنده است که از سال پیش تاحالا ازش نگه داری کرده تا امسال که پای سفره هفت سین مجددا قرار بگیره. از خداوند برای این ماهی عمر نوح مسالت داریم. اما!!! باز هم بر سر موضع خود هستم و تصور می کنم نخریدنش به از خریدنش است. چرا؟ به این دلیل که سالانه بیش از پنج میلیون قطعه ماهی کشته می شوند و دلیل آن هم نگه داری اصولی یا غیر اصولی ما نیست، بلکه پرورش نادرست، حمل و نقل نادرست و عرضه اشتباه دلیل اصلی مرگ این ماهیان زینتی است و بد تر از همه اینکه در آخر تعطیلات فروشندگان عزیز ماهیان مانده بر دستشان را تلف می کنند و با توجیه این مسله که ارزش اقتصادی در نگهداری آنها نمی بینند، جان صدها و شاید هزاران ماهی دیگر را هم خواهند گرفت و این موضوع هم که ماهی قرمز ربطی به سفره هفت سین ندارد و ایرانی نیست هم دلیل قانع کننده ندارد و این نماد شاید از ابتدا در سفره هفت سین جا نداشته اما به مانند خیلی نماد های ایرانی دیگر، در دوران مختلف تاریخی وارد نماد ایرانی شده است و جای خود را محکم کرده
کلمات کلیدی:
|
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : "یوزگورپلنگ" نمادی است از حیات وحش ایران.نمادی از حیوانات در خطر انقراض(یوزپلنگ. گورخرآسیایی. پلنگ) من: پیام. طبیعت گرد و دوستدار محیط زیست و تنوع زیستی و زمین پروفایل مدیر : پیام احتسابیان
|
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
|
|
| لینکستان |
| پیامک بلاگ |
|
|















