بحران در میانکاله
ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٧ مهر ،۱۳٩٠  

بحران در میانکاله

پیام احتسابیان / 3 مهر 90

میانکاله، نامی آشنا و پر از بحران . منطقه ای که تاریخ گواه آن دارد در طول حیاتش کمتر زمانی آرامش را به خود دیده باشد. میانکاله با مساحتی بالغ بر 66933 هکتار در استان مازندران، یکی از قدیمی ترین مناطق حفاظت شده ایران محسوب می شود. این منطقه در سال 48 منطقه حفاظت شده اعلام شد و در سال 54 به تالاب بین المللی و در همان سال به دلیل اهمیت منطقه به پناهگاه حیات وحش ارتقاء می یابدو در سال 55 به دلیل همین خصوصیت ها و تنوع بالای زیستی، به ذخیره گاه زیست کره نامگذاری می شود. میانکاله دارای اقلیمی مدیترانه ای تا نیمه مرطوب معتدل است. مجموعه ای از شن زارهای ساحلی، اراضی باتلاقی، آبگیرها، مرداب جنگلی، تپه های شنی در کنار هم اقلیم میانکاله را شکل داده اند. در کنار این ها 179 گونه گیاهی و 204 گونه پرنده مهاجر و بومی تاکنون در آن شناسایی شده اند. ببر مازندان منقرض شده و گربه وحشی و پلنگ را که دیگر در میانکاله نیست را هم به آن بایستی اضافه کرد.

  از دفتر خاطرات میرزا ظل السلطان پسر بزرگ ناصرالدین شاه چنین نقل شده است که " بعد از چند شب توقف در آنجا (گلوگاه) به طرف میانکاله حرکت کردیم. وارد دهنه جزیره شدیم. این قدر گاو که از دهات گریخته بود، به آنجا رفته بود و به مرور وحشی شده بود و ببر و مرال و قرقاول و شوکا دیدیم و شکارشان کردیم. نمی دانم خواننده باور می کند یا نه..... واقعا هزار هزار فرار کردند. به قدر چهل روز در این جزیره کوچک ماندیم. شخصی نبود از تفنگچی و سرباز و سوار که شکاری نزده باشد. آنچه میزا محمد خان، منشی من یادداشت کرده بود، به حکم من از این قرار  است: شش هزار قرقاول به ساری به دوستانمان  در شهر فرستاده شد، 35 ببر، 18 قلاده پلنگ، 63 گاو و گاو میش اهلی که وحشی شده بودند و 150 مرال که گاو کوهی می گویند، دراین چهل روز کشته شدند " . این تنها بخشی از خاطرات تاریخی است که نشان از مظلومیت میانکاله دارد. تاریخی که همچنان در دهه های گذشته و حال نیز روایتی مشابه دارد. روایتی که می گوید  اگر همین امروز به فکر میانکاله نباشیم به عاقبت دریاچه ارومیه ی خشک شده دچار خواهد شد.

اتفاقات کتمان نشدنی که هر ساله در میانکاله می افتند و روند نابودی اش را تند تر می کند و ضربان و نبض حیات را از آن می گیرد.  از به شهادت رساندن محیط بان شاه کومحلی یکی از فداکارترنی و بهترین محیط بانان میانکاله که همیشه مقابل ناعدالتی ها ایستاد و تا بود نگذاشت میانکاله نابود شود،  تا شکار پرندگان و صید غیر مجاز، چرای بی رویه دامها، ورود پساب های صنعتی و کشاورزی، مجوز ساخت جاده در دل میانکاله و ساخت اسکله و بندر امیر آباد در نزدیکی تالاب تا خرید زمین ها و خانه و کاشانه اهالی میانکاله برای ساخت پالایشگاه بهشهر. همه دست در دست هم، از بین رفتن تالاب بین المللی میانکاله را جشن گرفته اند. تالابی که از سال 1349 جزو یکی از 1822 تالاب عضو کنوانسیون رامسر به ثبت رسیده است. کنوانسیون رامسر قدیمی ترین معاهده بین المللی با تاکید بر حفاظت از طبیعت در جهان است که آغاز به کار آن در سال 49 در شهر رامسر بود و 152 کشور  از جمله ایران عضو آن  هستند. این معاهده کشور ها و دولت ها را  ملزم به تعیین و حفظ تالاب های با اهمیت خود و تشویق به استفاده خردمندانه و درست از آنها می نماید.

 تالابی که هر ساله میزبان هزاران پرنده ای است که زمستان گذری خود را از اوایل پاییز تا اواسط بهار در میانکاله سپری می کنند و باید طبق معاهده کنوانسیون، زیستگاهی مناسب برای پرندگان آبزی فراهم باشد . از طرفی به دلیل قرار گیری ایران در مسیر دو کریدور اصلی مهاجرت پرندگان کره زمین، تالاب ها نقش با اهمیتی در پشتیبانی نظام طبیعی مهاجرت پرندگان به عهده دارند . تالابی که می توانست قطب مهمی در صنعت گردشگری و اکوتوریسم نیز محسوب شود و هم به اقتصاد منطقه کمک کند. صنعتی که باعث میشد اگر بر طبق اصول و ضوابط زیست محیطی انجام می گرفت، هم منطقه حفظ شود و از بین نرود و هم هر ساله با آمد و شد  گردشگران داخلی و خارجی وضعیت اقتصادی اهالی هم سر و سامانی می گرفت تا مجبور نباشند چون حال، زمین ها و خانه های خود را بفروشند و کوچ کنند. در حال حاضر نیز بین ماه های آبان تا اسفند گردشگران داخلی زیادی راهی میانکاله می شوند تا پرندگان بومی و  غیر بومی مهاجر به این تالاب را تماشا کنند و از آنها عکس بگیرند. محققان و کارشناسان زیادی پروژه های حفاظتی و تحقیقاتی در پناهگاه حیات وحش میانکاله در دست کار دارند و بخش اعظمی از کارشان را هم در تالاب میانکاله انجام می دهند. شرایط منحصر به فرد اکولوژیکی و تنوع زیستی بالا، آشیان سازی پرندگان بومی و غیر بومی و چشم انداز های زیبا توانسته است محل مناسبی را برای محققان و گردشگران مهیا سازد و این شاهکار طبیعت است تا زمانی که دست در کار آن برده نشود.

بحرانی که هم اکنون گریبانگیر میانکاله شده است، همان بحرانی است که روزی صدای آن از دریاچه ارومیه به گوش می رسید. صدایی که اگر به آن توجه می شد الان ارومیه نیز به این وضع نمی افتاد و خشک شدندش  را ناله نمی کردیم. بحرانی که بزرگترین دریاچه آب شور یعنی دریاچه ارومیه را گرفتار کرد از سالها پیش آغاز شده و بود و درباره خشک شدن دریاچه هشدار داده شده بود. اما زمانی مهم شد که دیگر کار از کار گذشته بود و نیمی از دریاچه ارومیه به نمکزار تبدیل شده بود. اینبار زنگ خطر بحران خشک شدن در تالاب بین المللی میانکاله به صدا در آمده است. احداث جاده بر روی تالاب میانکاله و پالایشگاه در منطقه یعنی نابودی کامل میانکاله.  به گوش باشید! فاجعه های زیست محیطی جبران ناپذیر هستند. دریاچه ارومیه هم سالیانه دور دریاچه ای امن برای زمستان گذرانی فلامینگوهای مهاجر بود، سالهاست که از دریاچه ارومیه رخت بسته اند. اکنون میانکاله آینده خود را این چنین می بیند. آینده ای که دیگر از فلامینگوها، باکلان ها و پلیکان ها خبری نباشد. دیگر گرازی در پناهگاه نمی دود و زمین را شخم نمی زند.

 آب تالاب میانکاله لب شور است و از دریای خزر و رودخانه دایمی قره سو و چند رودخانه فصلی دیگر تامین می شود. آب اصلی ترین عامل تشکیل دهنده محیط زیست جانوری و گیاهی یک تالاب را تشکیل می دهد. به غیر از این ها تالاب ها به عنوان مولدی برای زندگی انسانها به شمار می روند. برای مثال برنج یکی از محصولات رایج مناطق تالابی را تشکیل می دهد. خشک شدن تالاب میانکاله زیان های متعددی بر چرخه حیات و بیکاری در منطقه را به دنبال خواهد داشت. از طرفی باید در نظر داشت تا همین کشت و زراعت باعث نابودی تالاب نشود و سموم وارد حوضه آبی نشود. اقتصاد دانان و کارشناسان به طور روز افزون در زمینه ارزیابی و مطالعات بر روی تالاب ها هستند. مطالعات اخیر نشان می دهد اکوسیستمها سالانه حداقل 33 تریلیون دلار ارزش خدماتی دارند که سهم تالاب ها از این مقدار 9/4 تریلیون دلار تخمین زده شده است. تاثیر متقابل اجزای فیزیکی، بیولوژیکی و شیمیایی یک تالاب مانند خاک، آب و گیاهان و جانوران، عملکردهای حیاتی متعددی برای تالاب ایجاد می کند. ذخیره سازی آب و حفاظت در برابر طوفان و کاهش تخریب سیل، تثبیت خطوط ساحلی و مهار فرسایش و از بین رفتن خاک و تزریق مجدد آبهای زیرزمینی از طریق جابجایی آب از تالاب به درون سفره های آبهای سطحی و تعدیل آب و هوای منطقه از جمله آنهاست.

حال پس از چند دوره سفرهای استانی ریاست جمهوری و عقد قراردادهای نفتی قرارگاه خاتم انبیاء در میانکاله و به رغم اعتراضات سازمان محیط زیست و ایرادات کارشناسان به این طرح، نگرانی هایی در خصوص احداث قریب الوقوع پالایشگاه بهشهر قوت بخشیده است. نگرانی از شروع خرید اراضی روستاییان که چیزی حدود پانصد و هجده هکتار را شامل می شود، و تلاش مسولان پالایشگاه و نماینده بهشهر و نکا برای متقاعد کردن سازمان محیط زیست و همچنین تحرکات فعلی ساخت و سازهای غیر قانونی در منطقه و آغاز زود هنگام کار قبل از مجوز های لازم از سازمان محیط زیست همه باعث شده اند نگرانی ها از قبل بیشتر شود. چرا که با احداث جاده و این پالایشگاه عملا نفس حیات از میانکاله پر خواهد کشید. به گفته مسولان پالایشگاه، هیچ مانعی بر سر راه سازندگی آنها در میانکاله وجود ندارد. در نتیجه این حرف، نه تنها آنها به مرگ زیست کره میانکاله فکر نمی کنند، بلکه این عمل زیر پا گذاشتن صریح اصل پنجاهم قانون اساسی کشور نیز هست که در آن به صراحت قید شده : در جمهوری اسلامی حفاظت محیط زیست که امروز و نسل های بعد باید در آن حیات اجتماعی رو به رشدی داشته باشند وظیفه عمومی تلقی می شود از این رو فعالیت های اقتصادی و غیر آن که با آلودگی محیط زیست یا تخریب غیر قابل جبران آن ملازمه پیدا کند اکیدا ممنوع است. این در حالی است که سازمان محیط زیست برای احداث پالایشگاه مکان یابی جدیدی را خواستار شده اما نماینده این شهر بر ساخت هر چه زود تر این پالایشگاه اصرار دارد. نماینده بهشهر و نکاء گمان می کند با احداث این پالایشگاه وضعیت اقتصاد و بیکاری اهالی بهتر می شود. اما نه تنها بیکاری حل نمی شود بلکه تنها با فروش زمین ها و کوچ مردم، شاخص های بیکاری آقای نماینده تغییر می کند و عملا کسی در شهر باقی نمی ماند تا بیکار یا باکار بماند. قول های بی پایه و اساس نمایندگان شهرها به مردم،  این بار می خواهد جان تالاب میانکاله و هزاران گونه جانوری و گیاهی را بگیرد. بحرانی که اگر آقای نماینده  اطلاع داشت روزی  همین بحران گریبانگیر خود را هم می گیرد، هیچ وقت برای آن پافشاری نمی کرد.

میانکاله امروز خسته است، امروز نیاز به جانی تازه دارد تا در سوسو خنکای پاییز که اینک پرندگان مهاجر را در خود پناه می دهد امید داشته باشد سالهای بعد هم پذیرای آنها خواهد بود. تکرار فاجعه زیست محیطی در دریاچه ارومیه و بختگان و ... حالا گریبانگیر میانکاله شده است. منتهی هنوز فرصت هست، هنوز وقت باقیست تا میانکاله را از بحران های موجود نجات دهیم.

 

 


کلمات کلیدی:
 
موج ششم وبلاگستان ؛ طبیعت ایران قربانگاه پاسداران محیط زیست، چرا؟
ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۸ اسفند ،۱۳۸٩  

شمار شهدای سبز محیط زیست به ١١١ تن رسید

موج سبز : موج ششم وبلاگستان به پا خیزد

لیست سیاه محیط زیست ایران در سال ٨٩ با مرگ چهار محیط بان مظلوم دیگر کامل شد. هنوز داغ دو محیط بان کشته شده در استان های خراسان شمالی و  سیستان و بلوچستان در دلهای دوستداران محیط زیست زنده است که حالا خبر کشته شدن چهار محیط بان دیگر داغ دلها را چند برابر کرد.

به نقل از سایت زیست محیطی موج سبز چهار مامورد گارد محیط زیست در حین انجام ماموریت در محدوده روستای دوشان در ١٠ کیلومتری سنندج مورد هجوم عده ای ناشناس قرار گرفتند و هر چهار تن به ضرب گلوله به شهادت رسیدند. کشته شدن این چهار تن بسیار مشکوک بوده و قاتلین همچنین خودروی سازمانی آنها را به ته دره انداخته بودند.

حامیان محیط زیست با اعلام عزای عمومی در فضای مجازی وبلاگستان در راستای حمایت محیط بانان بی دفاع از امروز به مدت یک هفته داغ از دست دادن حافظان طبیعت را در قالب موج ششم وبلاگستان برگزار خواهیم کرد و در همین رابطه از کلیه دوستداران و فعالین محیط زیست ایران می خواهیم که با این موج همراه شوند و سکوت خود را بشکنند و صدای اعتراض خود را فریاد بزنند.

..................

جالب اینجاست هر چند در خبر رسانی موج سبز و سایر خبرگزاری ها حرفی از قاتلین این محیط بانان زده نشده اما در گوشه و کنار و از اخبار غیر موثق خبر رسیده است که قاتلین شناسایی شده اند ولی به دلیل اینکه عضو یک نهاد نظامی هستند هنوز برخوردی با آنها نشده است.

 

 


کلمات کلیدی:
 
از کشته شدن شیرها تا 26 دی ماه روز حمایت از حیوانات
ساعت ٤:۱٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٧ دی ،۱۳۸٩  

 

حقایقی از کشته شدن شیرها

عدم توانایی تیم دامپزشکی باغ وحش ارم در تشخیص بیماری مشمشه جان ده شیر دیگر را گرفت

 

روز گذشته ده شیر باغ وحش ارم توسط تیم دامپزشکی باغ وحش ارم در سکوت خبری کشته شدند. به گفته کارکنان باغ وحش ارم این ده شیر به علت احتمال ابتلا به بیماری مشمشه تلف شده اند. این در حالی است که به عقیده بسیاری از کارشناسان و دامپزشکان بیماری مشمشه در گربه سانان قابل درمان بوده و تنا نیاز به مراقبت ها و آزمایشات می باشد. به گفته ایشان تنها احتمال آنها به بیماری فوق باعث شده تا مسولان باغ وحش بدون مشورت با کارشناسان اقدام به کشتن ده شیر کنند که این درحالیست که در هفته های جاری هم سه شیر دیگر به دلایل نا مشخص در باغ وحش تلف شده بودند. هر چند الهامی در برنامه های تلویزیونی این موضوع را رد کرده بود و اظهار داشت که شیرهای فوق بیهوش بوده اند و نمرده اند. اما اخبار و مستنات چیز دیگری را نشان می داد. دیروز نیز عدم توانایی تشخیص بیناری توسط تیم دامپزشکی و عدم داشتن اطلاعات علمی و امکانات درمانی مناسب منجر به مردن ده قلاده شیر دیگر شده است و این یعنی یک فاجعه علم دامپزشکی حیات وحش در ایران و نمره منفی برای آقای الهامی به عهنوان میدیر باغ وحش. خبر ها حاکی از آن است که دکتر گرگین و یک دامپزشک دیگر از باغ وحش کار نظارت آخر در این موضوع را عهده دار بوده اند. از طرف دیگر در خبری تایید نشده ده شیر فوق توسط گلوله تلف شده اند. حال باید از الهامی پرسید آیا این شیرها ارزش اینکه چند روز دیگر باغ وحش تعطیل بود را نداشتند که بدون دلیل علمی و عقلی اقدام به تلف کردن آنها کردید؟ بیماری که هنوز نتوانسته اید روی شیرها ازمایش انجام دهید تا مشخص شود واقعا مشمشه دارند یا نه و اینکه آیا راه درمانی هست یا نه؟ بهتر نیست به دلیل عدم توانایی نگهداری و تشخیص بیماری حیوانات داخل باغ وحش وتغذیه سالم برای آنها همان بهتر که ارم تعطیل باشد.خنده دار  اینکه اخبار بیست و سی با نشان دادن تعدادی گربه شهری و سگ ولگرد نگرانی شان را از پخش بیماری در شهر ابراز می دارند.اما در گزارشات شبهای بعدی هیچ اشاره ای به موضوع فوق نمی کند. 

ببر سیبری وارداتی که قرار بود به ببر مازندران مونتاژ شود مرد، سهزده شیر تا کنون تلف شده اند و وضعیت سه شیر و دو ببر مانده نیز نامشخص است، سایر حیوانات باغ وحش نیز وضعیت نگهداری و رسیدگی و نیز تغذیه مناسبی ندارند، جان انسانها و پرسنل باغ وحش در خطر است،... الهامی و محمدی زاده هم که مشغول پاس کاری تقصیرها به هم هستند. خدا به داد این موجودات زنده بی گناه باغ وحش برسد.

 

و اما آنهایی که باید تقصیر را به گردن بگیرند


1- محمد جواد محمدی زاده، رئیس سازمان محیط زیست :

به دلیل عدم داشتن اطلاعات کافی از گربه سانان و نگهداری و حفاظت صحیح از گونه های جانوری و طرح پروژه ای مضحک برای احیای ببر مازندران که در آخر نیز منجر به کشته شدن یکی از آنها و سیزده شیر شد.

2- الهامی، رئیس باغ وحش ارم :

به دلیل ضعف ودیریتی و عدم داشتن امکانات نگهداری و نظارت بر سلامت و تغذیه حیوانات باغ وحش و نداشتن تیم مجرب و متخصص دامپزشکی.

3- سازمان دامپزشکی تهران :

به دلیل عدم نظارت کافی بر تغذیه حیوانات باغ وحش که منجر به انتقال بیماری مشمشه از گوشت الاغ به گربه سانان گردید.

4- الاغ :

که مسول انتقال بیماری به ببر ها و شیرها شد و توسط سه نفر بالا اجیر شده بود تا اینجا یک قلاده ببر سیبری و 13 قلاده شیر کشته شوند.

 

روزی که فقط نامگذاری شد

26 دی ماه روزی که فقط به نام روز ملی حمایت از حیوانات نامگذاری شد. بیش از ده سال پیش انجمن حمایت از حیوانات ایران روز 26 دی ماه هر سال را بنا بر سنت باستانی ایرانیان به نام روز ملی حمایت از حیوانات و با شعار دوست داشتن حیوانات نامگذاری کرد. در سه چهار سال اول، برنامه ها و مراسمی نیز برای آن در نظر گرفته شد و تلاش های مدیران انجمن برای ثبت در تقویم رسمی کشو به دلیل مخالفت امام جمعه برخی شهرها و عدم همراهی نمایندگان مجلس راه به جایی نبرد. اما امروز پس از نزدیک به 8 سال انجمن خود نیز برنامه ای برای این روز در نظر ندارد و به خاموشی رفته است. هر چند انجمن فوق فعال است و در زمینه حیوانات شهری پروژه هایی را در دستور کار دارد،‌اما در این سالها درمورد حیات وحش ایران و وضعیت نامطلوب انها فعالیت مثبتی نداشته است. 26 دی ماه تنها روزی بود که برای حیوانات و احترام به حقوق آنها نامگذاری شد و امروز تنها نام آن در یادها باقی مانده است.  آن هم در سالی که اتفاقات تلخی گریبانگیر حیات وحش ایران شد، چه در طبیعت چه در باغ وحش.

 

پیام احتسابیان

27 دی 89

 

 


کلمات کلیدی:
 
سازمان هیچ برنامه ای برای انتقال ببرها به میانکاله نداشت
ساعت ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٩ دی ،۱۳۸٩  

 

2010 سال تنوع زیستی، ایران مردود شد؟

از دست دادن حیات وحش بومی تا گونه های وارداتی

 

زمانی که از سوی سازمان ملل متحد سال 2010 میلادی سال تنوع زیستی نامگذاری شد، از سوی بسیاری از کارشناسان و سازمان های جهانی تلاش های زیادی شد تا برنامه های حفاظت از گونه های در خطر را افزایش دهند. حتی در این بین بان کی مون دبیر سازمان ملل نیز به مناسبت این نامگذاری از همه دولت ها خواست برای نجات تنوع زیستی تلاش بیشتری کنند و آن را در اولویت های کاریشان قرار دهند.

به گواه آمار های موجود در ایران نزدیک به 80 گونه جانوری در خطر انقراض قرار دارند که یوزپلنگ آسیایی یک نمونه آن است که اگر وضع حفاظت در ایران به همین منوال پیش رود باید 56 گونه دیگر را به این لیست اضافه کنیم. با اینکه ایران دارای 130 منطقه حفاظت شده است اما متاسفانه در بسیاری از این مناطق عملا قوانین حفاظت نادیده گرفته می شود. نمونه آن پارک ملی کویر مرکزی است که از قبل انقلاب پارک ملی بوده و تحت حفاظت قرار داشته است و زمانی جولانگاه یوز آسیایی و گورخر آسیایی بوده و دشت های پر از آهو در آن خودنمایی می کرده است. اما حالا چی؟ به دستور محمود احمدی نژاد و با موافقت محمدی زاده رئیس سازمان محیط زیست قرار است چاه های نفت و گاز در آن احداث شود و به جای یوز و گور خر و آهوان، امروز ساخت و ساز های چاه نفت و گاز و مانورهای نظامی در آن میدان داری می کند. این همان مسئله ایست که ایران را در حفظ تنوع زیستی مردود می کند و در رده سیزدهم جدول جهانی دارای غنا و تنوع زیستی جهان قرار داده است. تخریب سفره های آب های زیرزمینی، از بین رفتن جنگل های گلستان و زاگرس، خشک شدن تالاب ها و دریاچه های بر اثر سد سازی های غیر اصولی، ساخت و ساز در تالاب بین المللی میانکاله و در آخر رکورد جهانی ایران در فرسایش خاک به چه معناست؟ نه تنها اینها بخشی از کارنامه افتضاح سازمان محیط زیست ایران است، بلکه نشان از بی کفایتی مدیرانی دارد که با وجود پایین ترین سطح برنامه های حفاظت از تنوع زیستی در ایران هیچ اقدام عملی مثبتی انجام نمی دهند.

کارشناسان معتقدند در ایران با وجود پروژه های بزرگ و صرف هزینه های کلان هنوز نتوانسته ایم با معیارهای حفظ تنوع زیستی و زیستگاه حیات وحش فاصله را کم کنیم. پروژه حفاظت از درنای سیبری با صرف بالغ بر یک میلیون دلار برای شش سال، پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی با صرف مبلغ 750 هزار دلار برای چهار سال و 12 میلیون دلار برای هفت سال حفاظت از تالاب های بین المللی ایران به کجا می رود. کشته شدن دهها قلاده پلنگ در سال 89 یک فاجعه برای محیط زیست ایران به شمار رفت، گونه ای نادر که در خطر انقراض قرار دارد، در سال حفظ تنوع زیستی این همه تلفات داشت. خبر را که به سازمان محیط زیست بدهی، آقای محمدی زاده رفته اند گل بچینند.

 وقتی به سال تنوع زیستی فکر می کنم،و وقتی می بینم سال 2011 را به نام سال حفاظت از جنگلها نامگذاری کرده اند، با خود می اندیشم امسال مشخص نیست چه بلایی بر سر جنگل های ایران خواهد آمد.مرگ تنوع زیستی و زیستگاه حیات وحش در جنگل های مازندران و گلستان که نزدیک به یک ماه است در آتش ندانم کاری انسانها می سوزد و دود بی کفایتی مدیران سازمان به چشم حیات وحش می رود. از آمارهای غم انگیز حفاظت از گونه های جانوری بومی و نادر ایران و تخریب زیستگاه آنها و از بین بردن تنوع زیستی بگذریم، ورود گونه های جانوری به ایران و از بین بردن آنها چه توجیحی می تواند داشته باشد. کم گونه های خود را به تیغ نابودی کشاندیم، نوبت را به گونه های وارداتی نیز می دهیم تا توازن در جهان برقرار شود؟

 

از ورود اشتباه ببر سیبری به ایران تا مرگ آن

سازمان هیچ برنامه ای برای انتقال ببرها به میانکاله نداشت

از این موضوع آنقدر گفته شده و نوشته شده است که دیگر بر همگان واضح و مشخص است از ابتدا ورود ببرهای سیبری به ایران و طرح احیای نسل ببر مازندران از ببر سیبری اشتباه بود و چه خوب بود همان زمان آقای محمدی زاده میگفت  دروغ سیزده بوده که با کمی تاخیر گفته شد. فقط خواستیم ببری در باغ وحش داشته باشیم، جالب بود.

خلاصه ماجرا اینکه مسولان سازمان محیط زیست وقتی دو قلاده پلنگ خوشبخت را به روسیه دادند برای اینکه دست خالی باز نگردند، به پیشنهاد روسیه دو قلاده ببر دریافت کردند. دو ببری که قرار بود از محیبط های طبیعی زنده گیری شوند و تحویل ایران داده شوند،  اما کاملا باغ وحشی بودند.. که البته گویا محمدی زاده از این ماجرا باخبر بوده. ببر ها سپس بدون هیچ برگه گواهی سلامت به باغ وحش ارم منتقل می شوند. تا با توهم اینکه زیستگاه آنها در میانکاله ظرف مدت یک ماه آماده می شود و ببرها به انجا منتقل و رها سازی خواهند شد و با زاد و ولد ببر مازندران احیاء شود، آقایان فکر می کردند کافی بود ببر سیبری را چند روزی در میانکاله رها می کردی تا بعد مدتی تغییر لهجه از روسی به مازنی ببر مازندران احیا می شود، مشکلات و ایرادات ژنتیکی هم مشکلی نبود، یک تابلو می زدیم و میگفتیم این آقای ببر مازندران است و همه باور می کردند، به همین سادگی. و اما حالا چه اتفاقی افتاده؛ ببر ها را به باغ وحش ارم بردند، شیرهای باغ وحش و سپس ببر ها به بیماری مشمشه مبتلا شدند. ببر نر را برای درمان بیماری و زخمهایش که حاصل حمله ببر ماده به ببر نر بوده به بخشی دیگر منتقل می کنند ولی به خاطر اهلی نبودن ببر تیم دامپزشکی (دکتر هومن، گرگین و تقی پور) به سختی می توانند کار درمان ببر نر را به پیش ببرند. در نهایت نیز به دلیل تزریق کورتون به ببر نر و به هم ریختن سیستم دفاعی بدن حیوان، نمی تواند در برابر بیماری اش تاب بیاورد و جان می دهد. امروز ببر نر و فردا ببر ماده و هفته دیگر هم حتما اوریکس بیچاره که در پارک پردیسان آواره است. بسیاری معتقد هستند سازمانی که از پس آتش سوزی های زیستگاه حیات وحش و کم شدن گونه های جانوری مانند پلنگ بر نمی آید چه دلیل داشت دست به طرح های نشدنی و دهان پر کنی بزنند که در آخر پس از صرف بودجه های کلان باعث مرگ آنها شود. از گوشه و کنار بارها سخن به میان آمد سازمان محیط زیست هیچ برنامه مشخصی برای انتقال ببرها در دست نداشته و ندارد و  نه دی ماه که ببر نر تلف شد نه ماه از تصمیم سازمان مبنی بر انتقال آنها به میانکاله گذشته است. حالا نه ببر مازندران احیا شد و نه ببر سیبری باقی ماند. چه بر سر ببر ماده هم بیاید خدا می داند. هوشنگ ضیایی مشاور محیط طبیعی سازمان هم که از ابتدا در طرح این پروژه همراه سازمان بود و نقدهای وارده بر این طرح را وارد نمی دانست حالا پس از مرگ ببر خود را کاملا کنار کشیده است. محمدی زاده و دکتر صدوق هم تفره می روند و الهامی رئیس باغ وحش هم سازمان محیط زیست را مقصر می داند. الهامی معتقد است کارهای نظارتی و نگهداری ببرها از ابتدا وظیفه سازمان بوده که به درستی انجامش نداده است. احتمالا داد الهامی  از آنجایی است که به خاطر مشترک بودن بیماری مشمشه بین انسان و دام، باغ وحش چند روزیست تعطیل است و پس از آن نیز باید دید آیا حجم بازدید کنندگان هم کم خواهد شد یا خیر. هر چند الهامی خودش نیز از دید بسیاری از طرفداران حقوق حیوانات در قوانین نگهداری حیوانات در ارم و به خصوص گربه سانان کوتاهی کرده است.تا جایی که انجمن طرح سرزمین که یک تشکل مردمی فعال در زمینه پروژه های زیست محیطی است برنامه هایی در خصوص نگهداری گربه سانان به باغ وحش داده است و با نصب بیلبورد هایی در کنار قفس آنها اطلاعاتی به بازدید کنندگان داده است.  حال نیز سخن از شکایت رسمی انجمن حمایت از حیوانات ایران از مسولان سازمان محیط زیست و دامپزشکی به میان آمده است. صحبتی که روز گذشته به نقل از مدیر روابط عمومی انجمن گفته شده بود: " در پی مرگ ببر سیبری، شکایت نامه ای توسط این انجمن تنظیم و طی هفته آینده به دیوان عدالت اداری تسلیم خواهد شد. این شکایت نامه توسط وکیل انجمن در دست تهیه است." وی افزود: این شکایت نامه بر عملکرد سازمان های حفاظت از محیط زیست و دامپزشکی در برخورد با ببر سیبری، دلالت دارد. خبری که انجمن حمایت از حیوانات نیز آن را تایید نکرد ولی گفته است آن را در دستور کار خود قرار داده است. احتمال دلیل شکایت انجمن حمایت از حیوانات نیز از سازمان دامپزشی گوشت های آلوده ای است که باغ وحش ارم به گربه سانان داده. گوشت الاغ که از مدتها پیش در دستور کار تغذیه گوشتخواران باغ وحش ارم بوده است و سازمان دامپزشکی موظف به نظارت بر کیفیت آن بوده که به گفته بسیاری از کارشناسان بیماری مشمشه از طریق همین گوشت های آلوده به شیرها و سپس ببرها انتقال پیدا کرده است.

 

 


کلمات کلیدی:
 
بازدید از پناهگاه حیات وحش میاندشت
ساعت ٢:٠٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ دی ،۱۳۸٩  

گروه طبیعت گردی یام برگزار می کند

سفر تخصصی آموزشی بازدید از پناهگاه حیات وحش میاندشت (خراسان شمالی) و مشاهده یوزپلنگ (کوشکی) است

تاریخ : 6 الی 8 بهمن (چهارشنبه 8 صبح الی جمعه 10 الی 10:30 شب)

راهنمای کارشناس : شهاب چراغی

خدمات : وسیله نقلیه مینی بوس  (ایوکو، مجوز سازمان محیط زیست، راهنمای کارشناس، بیمه، پذیرایی میان راه)

هزینه : 80000 تومان

وسایل ضروری همراه مسافر : کیسه خواب/لباس هم رنگ محیط(استتار)/دوربین چشمی/چراغ قوه/وعده های غذایی و صبحانه/لباس گرم/کلاه آفتابگیر...

توجه : برنامه تخصصی بازدید از منطقه و یوز پلنگ می باشد

توجه : اقامت گروه در پاسگاه محیط بانی سازمان خواهد بود

توجه : ظرفیت محدود می باشد

جهت ثبت نام نیز می توانید با 88984447 و یا 09329246614 تماس بگیرید

با تشکر


کلمات کلیدی:
 
ببر سیبری به میانکاله نرسید
ساعت ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۱ دی ،۱۳۸٩  

 

ببر سیبری به میانکاله نرسید

علت مرگ ببر باغ وحش ارم بیماری تنفسی اعلام شد

کارشناسان؛ آلودگی هوای تهران بیماری را تشدید کرده بود

پیام احتسابیان

ببر نر مُرد، ببر ماده سخت مریض است و شیر­ ها... ، روز پنجشنبه خبر مرگ ببر سیبری باغ وحش ارم در اثر ابتلا به یک بیماری تنفسی، بسیار غمگین بود. بیماری ببر نر به ببر ماده و به سایر گربه ­سانان سالن نگهداری آنها از جمله شیرها منتقل شد. احتمال تشدید بیماری تنفسی آنها در اثر آلودگی هوای پایتخت بیشتر شد و در آخر تا به اینجا جان ببر نر را گرفت و ببر ماده را سخت مریض نموده است. در نهایت ببر نر روز پنجشنبه تلف شد. بیماری تنفسی که آغازگر آن ویروس یا باکتری کشنده­ای بود.

ببر ها نه ماه پیش قرار بود طی پروژه­ای عجیب و پر سر و صدا از جانب سازمان حفاظت محیط زیست پس از تحویل از روسیه به باغ وحش ارم منتقل شوند و جهت احیای نسل ببر مازندران از نوع ببر سیبری به پناهگاه حیات وحش میانکاله منتقل شوند تا با زاد و ولد در این منطقه تحت حفاظت امید­ هایی برای زنده کردن نسل ببر مازندران ایجاد کنند. اما حالا ببر سیبری قربانی شد و در باغ وحش ارم جان سپرد. طرحی که از همان ابتدا با مخالفت ها و ایراداتی همراه بود و انتقاداتی را متوجه محمدی­زاده رئیس سازمان محیط زیست و هوشنگ ضیایی یکی از مدیران اجرایی پروژه کرد و حالا انگشت اتهام را. راه به میانکاله که نبردند هیچ، از مدتی قبل هم ماندن در همان باغ وحش نیز مطرح شده بود، بالاخره ببرها مریض شدند، شیر های جوان هم در خطر ابتلا به بیماری هستند و حلا هم که خبر مرگ ببر نر همه جا پیچید. به همین سادگی. روزنامه­ ها می­ نویسند، سایت ها و وبلاگ­ ها غوغاییست، خبر حتی از شبکه­های ماهواره ­ای هم سر در ­آورد، اما ببر نر دیگر نیست، مرده است.

جناب محمدی زاده چرا هنوز پس از نه ماه از ورود ببر­ها خبری از آماده شدن فضای درنظر گرفته شده نیست و به میانکاله منتقل نشدند؟ چرا از مدتی پیش صحبت از ماندن ابدی شان در ارم مطرح شد و دهها چرای دیگر که حتی پاسخ به آنها هم ببر را زنده نخواهد کرد. خدا کند ببر ماده زنده بماند، شیرها...  به گفته یکی از اعضای تیم رسیدگی و نگهداری از ببرها و شیرها طی این مدت که بیماری به جان آنها افتاده بود،کار درمان از یک هفته پیش آغاز شده بود، به خاطر حساسیت موضوع در سانسور خبری ماند تا روز پنجشنبه که خبر به صورت علنی پس از مرگ ببر همه جا را پر کرد. به گفته یک دامپزشک علت بیماری از کجا بوده مشخص نیست اما یقین دارند از طریق یک ویروس یا باکتری باشد که آلودگی هوا بیماری را تشدید کرده. بیماری های تنفسی که از طریق باکتری یا ویروس شیوع پیدا کنند بسیار خطرناک بوده و خیلی زود به سایر گربه­سانان نیز منتقل خواهد شد. بنابراین آلودگی هوای تهران نمی­توانست عامل اصلی بیماری در ببر نر باشد. اما عاملی بوده برای تشدید بیماری. از طرفی بسیاری بر این عقیده هستند که عدم نگهداری صحیح نیز می توانست در بیمار شدن ببرها موثر باشد. به گفته عضو تیم رسیدگی به ببرها، در طول هفته گذشته کنار تیم دامپزشکی شبانه­روز فعالیت می کردند و آزمایشات متعددی بر روی آنها انجام گرفته است. روز یکشنبه این هفته نیز یک تیم دامپزشکی مجددا برای بررسی وضعیت آنها به باغ وحش خواهند رفت. اما اکنون ببر مرده است و خبر آن روز پنجشنبه اعلام شد. قرار است بر روی جسد ببر و از روی ریه های آن نمونه برداری شود تا علت اصلی مرگ مشخص شود. امروز نیز گویا مسولان سازمان محیط زیست جلسه­ای در سازمان مبنی بر همین اتفاق صورت خواهند دادو به بررسی موضوع خواهند پرداخت.

اما روی سخن با مسولان و مدیران سازمان محیط زیست ایران است که آن زمان که ببرها را گرفتید و به طرح پروژه تان انتقاد شد، گفتید می خواهید جلوی پیشرفت سازمان را بگیرید و این طرح کاملا علمی است . گفتید ببرها یک ماه مهمان باغ وحش هستند و سپس به میانکاله منتقل می شوند. گفتید می خواهید با این کار میانکاله را نجات دهید... چه شد آقای محمدی زاده؟ ببرها بعد نه ماه هنوز در باغ وحش ماندند. آن زمان مگر نگفتند برای نجات میانکاله ببرها را قربانی نکنید. شما اگر قدرت داشتید و می توانستید جلوی آتش سوزی های جنگل های شمال و پارک ملی گلستان را می گرفتید. چرا ببرها را قربانی کردید.

و حالا سبز پرس به نقل از هوشنگ ضیایی گزارس می دهد : بیماری ببرها و گربه سانان عامل میکروبی دارند و و مشترک بین انسان و دام است. و چون این بیماری متعلق به فرد سمان است احتمال انتقال از طریق گوشت الاغ به آنها بوده است. اگر وجود این بیماری اثبات شود قطعا بایستی سازمان دامپزشکی اقدامات جدی برای تعطیلی موقت باغ وحش ارم را انجام دهد. همچنین درباره اظهارات مدیر باغ وحش تهران مبنی بر ابتلای ببر نر به بیماری ایدز گربه سانان گفت: ست هایی در این مورد انجام شده و ظاهرا مشکوک به این بیماری هم بوده اما نتایج قطعی آزمایشات دامپزشکان هنوز اعلام نشده است.  /    10/10/89

 

 


کلمات کلیدی:
 
سدها موجب مرگ تنوع زیستی
ساعت ٢:٠٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٤ دی ،۱۳۸٩  

 

زیر این دریاچه زیستگاهی است

نگاهی به ساخت سد ها و اثرات تخریبی آن بر چرخه حیات: مرگ تنوع زیستی

 

پیام احتسابیان / 4 دی 1389

تنوع زیستی(1) و یا به زبانی دیگر تنوع زیست­شناسی(2) عبارت است از تنوع فرم زندگی، فرایند اکولوژی و تنوع ژنتیکی همه گونه­ها در ساختار اکوسیستم به منظور ادامه حیات موجودات زنده. این تنوع شامل گیاهان، حشرات، مهره­داران و بی­مهرگان می­باشد. این درحالی است که برخی از این تنوع زیستی مربوط به میلیون­ها سال قبل است که پس از یک چرخه زیستی در یک اقلیم خاص و منطقه­ای ماندگار شده­اند. گونه ها از هزاران سلول تشکیل شده­اند.گاهی چهار ردیف دی.ان.ای در آن ها مشاهده می­شود، که هر کدام میلیون­ها جفت نوکلوئید دارند. هر گونه از میلیون­ها سلول ساخته شد­ه، این سلول ها در طی زمان و مکان در حال تحول و تغییر هستند. گونه ها پدید می­آیند و تنوع زیستی شکل می­گیرد. بنابر تحقیقات کارشناسان و دانشمندان میزان سرعت تخریب تنوع زیستی پس از سال 1800 میلادی به بعد رشد فزونی داشته است. این تخریب در اثر عوامل طبیعی و انسانی علت­های گوناگونی داشته. گاهی سرعت تخریب گونه­ها در اثر تحولات زمین­شناسی و جغرافیایی بوده و حتی باعث شده بین آمریکای جنوبی و کینه جدید و اندونزی سرزمینی وجود داشته که هزاران سال قبل در اثر بالا آمدن آب به طور کامل از بین رفته است. به حتم در این سرزمین تنوع زیستی بالایی بوده است، ولی امروزه خبری از آنها نیست. عامل نابودی آنها عوامل طبیعی و تحولات اقلیمی بوده است. اما عواملی نظیر تبدیل زمین­ها و جنگل­ها به زمین ­های کشاورزی ، ساخت سد­ها و راه­سازی از جمله عواملی هستند که انسان برای پیشبرد اهداف اقتصادی و رفاهی اش باعث نابودی تنوع زیستی و تخریب زیستگاه­های حیات وحش می­شود.

جوامع بشری با رشد رو به جلو انسانها به همان میزان نیاز به رفاه و امکانات بیشتر خواهند داشت. حتی انسان­هایی که در شهرهای دور تر از محیط های طبیعی زندگی می­کنند، استفاده زیادی از منابع طبیعی دارند. زندگی ماشینی و فشرده شهری نیاز آنها به انرژی، برق و آب سالم و رفاه را به دنبال دارد. این امکانات از کجا تامین می­شود، طبیعت. انسان ناچار است برای بقاء و رشد اقتصادی برای رفاه بیشتر و جوابگوی نیازهایش دست به دامن منابع طبیعی شود. در بوجود آمدن آن تلاشی نکرده، پس درک کمتری از اهمیت حفظ و بقای گونه ها در ذهن دارد. هر چند طی مدتی متوجه حفظ زنجیره حیات شد و ناگزیر چاره ای برای حفظ محیط زیست اندیشید. اسنان برای بقاء ناگزیر است دست به تغییراتی در طبیعت بزند، اما حائز اهمیت آن است تا این تغییرات به گونه ای باشد که با کمترین میزان تغییرات و تخریب ها در طبیعت و زیستگاه­ها صورت بگیرد، تا آنچه به معنای واقعی کلمه آن را توسعه پایدار می­نامد، به آن برسد. سد سازی یکی از این تغییرات است که هر چند در بیشتر کشورهای جهان امری منسوخ شده است. چرا که تاثیرات منفی آن بر محیط زیست، بر تاثیرات محدود مثبت و ناپایدارش روشن و معلوم است.

به گفته دانشمندان هر ساله 15 میلیون هکتار از جنگل­های جهان نابود می­شوند که 5 میلیون هکتار آن تنها به زمین های کشاورزی تبدیل شده­اند. امروره برای همگان روشن و واضح است که تنوع زیستی در حال از بین رفتن است. اهمیت آن به قدری است که صدها کارشناس و دانشمند در سراسر جهان مشغول مطالعه برای حفظ و بقای مانده­های آن هستند.همین امر سبب شده است تا سال 2010 میلادی را به عنوان سال تنوع زیستی نامگذاری کنند و حافظان محیط زیست برنامه­ها و پروژه­هایی را برای حفاظت گونه­ها برای دولت­ها یادآوری کنند. نامگذاری این سال خود بر اهمیت موضوع دلالت دارد. این موضوع در مورد سد سازی نیز آنجایی نمود بیشتری پیدا می­کند که 14 مارس را روز جهانی مبارزه با سد سازی نامگذاری کرده­اند. انسان در اثر بهره­برداری بی­رویه از طبیعت، تنوع زیستی را در معرض خطر جدی قرار داده است. یکی از این عوامل ساخت سد بر بستر رودخانه هاست که در اغلب موارد و شاید به جرات در تمامی موارد با کمترین میزان ارزیابی زیست محیطی و در نظر گرفتن اثرات مخرب بر چرخه حیات و زیستگاه حیات وحش ساخته می­شوند. در ایران نیز در اثر سد سازی­های سال ها و سالها و بهره­برداری از جنگل­ها نسل درختانی چون سرو خمره­ای و بلوط و دهها گونه گیاهی و جانوری و بسیاری از زیست­گاه های حیوانات از بین رفته­اند و یا به زیر آب رفته­اند. دولت­ها نیز شادمان از آنچه سد سازی را رشد اقتصادی و توانمندی متخصصان خود می­نامند، بی خبر از آنچه بر تنوع زیستی آمده بسیاری از گونه­های زیستی خود را از بین برده اندو زنجیره چرخه حیات را قیچی کرده­اند.  تبلیغات توام با غلو و اطلاعات نادرست باعث شده است سطح وسیعی از جنگل­ها به زیر آب برود و زیستگاه حیات وحش از بین برود و نسل آنها را به خطر بیاندازد. همچنین آب مورد نیاز تالاب­ها و دریاچه­ها کم شود و منجر به خشک شدن تدریجی آنها شود. دریاچه ارومیه مثال بارز و مشخص این پدیده است که با ساخت سدهایی بر روی آبریزهای آن سطح آب دریاچه به شدت کاهش پیدا کرده و نیم بیشتر آن خشک شده و چیزی تا نابودی کاملش باقی نمانده است. درصورتی که این دریاچه زمانی مامن گاه مناسبی برای پرندگان مهاجر بوده و زیستگاهی برای وحوش منطقه. انسان عامل اصلی تخریب محیط زیست شناخته شده، در این میان دولت­ها نقش بیشتری را دارا هستند. هر چند گاها در پس سد سازی و تخریب محیط، هستند دولت هایی که به فکر چاره­جویی نجات گونه­ها می­افتند. در برزیل برای ساخت سد دره پاناما میلیون­ها دلار هزینه شد و صدها تن از حافظان محیط زیست بسیج شدند تا بیش از سی هزار جاندار را از منطقه جمع­آوری کنند تا قبل از آبگیری سد بتوانند جان آنها را نجات بدهند. گونه های جانوری اعم از خزندگان، پستانداران و حتی بعضی پرندگان به پارک­های ملی منتقل شدند و تعدادی را ناگزیر در باغ وحش ها جا دادند. آنها کمک کردند تا بسیاری از آنها از غرق شدن در دره پشت سد نجات پیدا کنند. چرا که پس از آبگیری تمام دره به زیر آب خواد رفت و هزاران اصله درخت را با خود به زیر آب خواهد برد و آنها را نابود خواهد کرد. بسیاری از اهالی مجبور به ترک سکونتگاه خود شدند و مهاجرت کردند. که اگر بخواهیم از منظر انسانی و تبعات مهاجرت نیز سخن به میان آوریم این خود پدیده ای ناهنجار محسوب می شود. ساخت این سد بزرگ موضوعی را حائز اهمیت کرد و آن کار انتقال حیات وحش بودکه جان بسیاری از آنها را نجات داد اما موجب تغییرات جدی در چرخه حیات و تنوع زیستی در آن منطقه شد. حشرات، درختان تنومند کهن سال، خاک و دهها گونه زنده میکروسکوپی از بین رفتند و میلیونها سال تلاش طبیعت برای رشد و بقاء آنها در عرض یک هفته از بین رفت و نابود شد.

گونه­های مختلف اعم از گیاهان و جانوران دارای دوران ظهور، زندگی و پایان هستند. این دوران ها جزو چرخه حیات آنهاست و مانند زنجیری متصل به هم می­باشد. بریدن قسمتی از این زنجیره به معنای نابودی بخش مهمی از تنوع زیستی خواهد شد. امروزه از سد­های بزرگ برای بدست آوردن انرژی استفاده می­کنند. توسط توربین های آبی برق تولید می­شود. این سدهای عظیم موجب ایجاد تغییراتی در محیط شده اند. یکی دیگر از دخالت سد ها در چرخه حیات، روی زندگی آبزیان می­باشد. آبزیان در رودخانه­ها دارای تنوع گوناگونی هستند، اما در اثر ساخت سد و بسته شدن جریان مستقیم آب این تنوع کاهش چشمگیری خواهد داشت. تغییر شرایط رودخانه­ای به دریاچه ­ای باعث خواهد شد تا تخم­ریزی و تغذیه ماهیان دچار اختلال شود. ماهیان رودخانه­ها محل تغذیه و تخمگذاری و نیز رشدشان در شرایط متفاوتی از هم است و در حال مهاجرت هستند. اما ساخت سد عملا این چرخه را دچار اختلال می­کند و به مرور باعث انقراض بسیاری از آنها خواهد شد.

 دولت­ها برای استفاده درست از طبیعت، باید دست به ارزیابی استعداد اراضی بزنند و توان اکولوژی هر منطقه را با معیارهای علمی بدست آورند. برای بهره برداری از محیط زیست، آمایش سرزمین می تواند به توسعه پایدار منجر شود. اما آنچه امروزه برای مثال در ایران در اثر سد سازی ها صورت می­گیرد بخش عمده­ای از محیط زیست را نشانه گرفته و آن را نابود ساخته است. در ایران هم زمانی که سدی ساخته می­شود کسی فکری برای جانداران منطقه می­کند؟ کسی تا به حال فکر انتقال آنها را کرده؟ نه تنها فکری نمی­شود بلکه با ساخت هر سدی هزاران گونه زنده گیاهی و جانوری از بین رفته اند. نمونه آن سد کارون چهار که صدها اصله درخت بلوط به زیر آب رفت و نابود شدکسی اما آماری از گونه­های جانوری ندارد. شاید سازندگان سد گمان کنند آنها خود فرار خواهند کرد. این در حالی است که به گفته کارشناسان پس از افتتاح بسیاری از این سدها پس از اندکی بی استفاده شده اند و تنها تلی از گل و لای پشت آنها جمع می­شود و موجب تعطیلی سد می­شود و هزینه های گزافی هر ساله برای بازسازی و نگهداری آنها صرف می­شود. رودخانه­ها بی­آب می­شوند و گونه­های جانوری در خطر انقراض. با تحقیقات صورت گرفته مشخص شده است جبران خسارات ناشی از صدمات وارده بر محیط زیست تقریبا غیر ممکن بوده و یا نیاز به صرف زمان و هزینه های زیادی خواهد شد.  

 

Biodiversity  تنوع زیستی      -١                       

Biological Diverrsity تنوع زیست شناسی      

 

منابع :

- تنوع زیستی / دکتر احمد مصدق.چاپ موج سبز

- مهار بیابان زایی / مهندس محمد درویش


کلمات کلیدی:
 
به روز خواهم شد به امید عدالت
ساعت ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ آذر ،۱۳۸٩  

 

از خبری به خبر دیگر ،از آغازی دیگر تا زندگی جدید...

 

نمی­دانم از کجا شروع کنم بهتر باشد و یا از کدام موضوع صحبت کنم برایتان جالبتر باشد و از چی و کجا گله کنم از بی عدالتی های به محیط زیست و حیات وحش گرفته تا به انسان ها بگویم. شاید خوب باشد در ابتدا از اتفاقات خوب صحبت کنم. منتهی ابتدا دلیل به روز نکردن وبلاگم...  مدتی است نسبتا طولانی از هجدهم تیر ماه سال جاری وبلاگ یوزگورپلنگ ایران را به روز نکردم. آخرین مطلب موضوع چوپان بود که از یک پیاده روی در طبیعت البرز نوشتم. دلیل ننوشتنم در آن روزها یک دلیل اصلی داشت و آن فیلتر شدن سایتی بود که عکس هایم را در آنجا آپلود می کردم تا به نوشته هایم در وبلاگ اضافه کنم. یک باره تمام تصاویر و عکس­ها از وبلاگم پرید، وبلاگ تبدیل شد به یک صفحه­ای با یکسری نوشته و کادرهای خالی عکس که روزی عکسی در آن خود نمایی می کرد. عکس­ها فیلتر شده بودند. راستش از طرفی متعجبم از این که چه معنی دارد سایتی بی دلیل فیلتر شود و اینگونه وبلاگ شخصی ام از بین برود و از طرفی وبلاگ حالت خود را از دست داده بود و مانند جنگلی شده بود که نیمی از فضای سبز و درختانش را از بیخ و بن کنده باشند. این شد که دلسرد شدم و مدتی از به روز کردنش دست کشیدم تا شاید فضایی دیگر را پیدا کنم عکس­ها رو آپلود کنم یا اصلا شاید دست از این پرشین بلاگ بکشم و یوزگورپلنگ ایران رو به سایت ارتقا بدهم. هر چه باشد قرار بود نمادی از حیات وحش در خطر انقراض ایران باشد. از طرفی هم با جدی شدن کارم و حرفه شغلی ام در زمینه خدمات گردشگری و برگزاری بیشتر سفرهای طبیعت گردی نسبت به قبل و افتتاح دفتر کاری و ... زمان طولانی شد تا به روز کردن وبلاگ بیش از پیش به تاخیر بی افتد. و اما خبر خوب که برای خودم می توانم با اطمینان بگم بهترین خبر و اتفاق بود و از همان زمان درگیرش بودم ولی چند ماه بعد حالت جدی تری به خودش گرفت، این بود که با گلناری که در پست های قبل ازش می­گفتم و از نبودنش در سفرها کنارم می­نالیدم، اگر خدا بخواهد سال دیگر زندگی مشترکمان را شروع خواهیم کرد. ورود سپیده صبح امید را به زندگی ام به خودم تبریک میگم. زندگی که با سپیده ای آغاز شد و در سپیده خلاصه خواهد شد.

در این مدت با اینکه وبلاگم را به روز نکردم و از دغدغه­های زیست محیطی ام ننوشتم و از اتفاقاتی که بر سر این طبیعت و میراث طبیعی مان افتاد ننوشتم، باعث نشد از ماجراها و اتفاقات به دور بمانم. در روزنامه­ها و وبلاگ­ها و سایت­ها خواندم و از محافل خبری و گروه­ها شنیدم. سایت آقای درویش را خواندم، گرین بلاگ رو سر زدم، با بچه های سبز پرس در تماس بودم، در نمایشگاه روز ملی یوز حتی غرفه داشتم، در همایش اکوتوریسم شرکت داشتم و با بسیاری از دوستان در تماس بودم و خبر های تلخ آمده بر محیط زیست و حیات وحش را دنبال کردم و هر زمان که با ننوشتن از آنها آرام نشدم گوشی پیدا کردم تا درد دل کنم و شکایت ببرم، حتی اگر راه به جایی نبرد. در این دو دوره دولت فرقی هم نداشت و ندارد کسی بخواهد چاره­ای برای معضلات زیست محیطی و حیات­وحش بیاندیشد و یا در باره آن نظری بدهد. چرا که کسی یا کسانی هستند چاره­های رفع معضلات را با یک امضاء نیست و نابود کند. امروز که گزارش مژگان جمشیدی در روزنامه شرق را در­باره شکارچیان در یزد را خواندم بیشتر به این حرفم اطمینان پیدا می کنم. وقتی خبر موافقت رئیس­جمهور در پروژه اکتشاف در پارک ملی کویر به رغم مخالفت­های سازمان محیط­زیست و کارشناسان را می­بینم،‌وقتی آتش­سوزی­های عمدی در گلستان و جنگل ابر را می بینم، وقتی نهادهایی رسمی را می­بینم براحتی راه بر پارک­های ملی می کشند و یا با بلدوزر و ادوات مختلف میراث طبیعی و ملی را زیر پا می گذارند و له می­کنند....

 

 

انتظار دارید فکر دیگری هم به سراغم بیاید. وقتی هوای پایتخت را می بینم نمی­شود در آن نفس کشید، و بدتر وقتی می­بینم مسولان چه نظریات فیلسوفانه ای می دهند و چه طرح­هایی به اجرا در می­آید که نه معضلی را حل می­کند و نه دردی را. از هواپیمای آبپاش گرفته تا دستور وزیر کشور به آتش نشانها برای آبپاشی خیابانها!! چیزی در حد پت و مت/ لورل هاردی/...  تا دودزا بودن بیشتر از نیمی از خودروهای دولتی. وقتی مینی­بوس های فیات شرکت واحد اتوبوس رانی چندین دهه­ای را در تهران می­بینم و بد­تر از آن وقتی می­بینم چه دودی به جانم می­دهند و وقتی موتور سیکلت هایی را می بینم که بیشترین حجم آلودگی را سهیم هستند و بدون در نظر گرفتن طرح­های ترافیکی در تهران می چرخند، دادم به هوا می­رود . خدا را شکر دیشب بارانی بارید و از این گرفتاری آلودگی سی و چند روزه راحت شدیم. همین چند روز و هفته هم خود مردم رعایت کردند و طرح زوج و فرد هم کمکی کرد تا از مرز هشدار به اضطرار تبدیل نشود. امیدوارم طرح موقتی نباشد،  چون با این شرایط مجدد پایدار از هفته دیگر دوباره همان آش و همان کاسه.

....تا اینجا نوشتم و گفتم. دلم می­خواد بیشتر بنویسم. همه آن چه که در این مدت اتفاق افتاد را به زبان بیاورم و بنویسم. البته بعضی از آنها را نمی توانم بنویسم. خطر دارد. دوباره باز خواهم گشت و از موضوعی از محیط­زیست و حیات وحشمان خواهم نوشت. از خودم و زندگی ام. در این پست فقط خواستم عرض ادبی کرده باشم و خبرهای زندگی جدیدم را بدم. فعلا از گذاشتن عکس معضورم تا فضای مجازی­ام را تغییراتی بدهم. تا پستی دیگر ....

 

 


کلمات کلیدی: